اكسير، يا با استفاده از آلودن [آن به رنگ يا ماده‌اي ديگر].‌1 روي جنسيت مواد تأكيد شده است‌. مثلاً ارواح چهارگانه (گوگرد، جيوه‌، زرنيخ‌، نوشادر) فعال و نر فرض شده‌اند، ولي اجسام منفعل‌ و ماده هستند؛ گاه جيوه هم ماده فرض شده‌، در حالي كه آهن و قلع هميشه نر هستند.‌2 اكسير، حجرالفلاسفه يا مخمر يك روح مجسم يا موجود روحاني است‌؛ مقدار كمي از آن (مانند مخمر) كاملاً فعال است‌. طلاي ناب را هم مي‌توان به‌عنوان مخمر براي علاج فلزات ديگر به‌كار برد. آن را obruson ناميده (مقايسه كنيد با اِبريز‌3 عربي‌)، و طلاي ناخالص را ناسره ناميده است‌. فلزات به سيارات نسبت داده شده‌اند؛ جيوه با عطارد، آهن با مريخ‌، مس با زهره والي آخر. زرنيخ‌ بهترين واسطه‌ٴ ميان نر و ماده است‌. بسياري از عمليات و ابزارهاي كيمياگري توصيف شده‌ است‌، از جمله اسبابي براي تقطير.
اين متن يوناني مجهول‌الموٴلف وجوه اشتراك زيادي با كتاب خواب‌گزاري دارد كه گيلم‌ سِـداسِـر (چهاردهم ـ 2)، كشيش كرملي كاتالان در حدود 1378 تأليف كرد. در آن مراجع اسناد بيشتري نسبت به متن يوناني ذكر شده است‌. اين حاكي از آن نيست كه سداسر بعد از او بوده‌، بلكه هر دو متن‌هاي لاتيني واحدي را مورد بهره‌برداري قرار داده‌اند. البته جنوب ايتاليا جايي بود كه يك چنين تركيب معارف يوناني و لاتيني بيش از هر جاي ديگري در آن امكان داشت‌، چون‌ زبان اصلي آن يوناني بود، ولي قلمرو لاتيني هم در كنار آن قرار داشت و استفاده از لاتيني و ايتاليايي بايستي مقارن اين زمان افزايش شاياني يافته باشد.
رساله‌ٴ يوناني ديگري از اين عصر كه درخور توجه ويژه‌اي است نسخه‌ٴ شماره‌ٴ 290 هُلكام‌ هال است‌، كه مجموعه‌اي است درباره‌ٴ نجوم‌، اخترگويي و كيميا. در مجلد 9 فهرست نسخه‌هاي‌ اخترگويي يوناني توصيف شده و بخش شيمي آن توسط اتو لاگِـركرانتس در فهرست نسخه‌هاي‌ كيمياگري يوناني (3، 29 ـ 82، 1924) انتشار يافته است‌.
اين نشان مي‌دهد كه نسخه‌هاي خطي ديگري كه اختصاصاً مربوط به كيمياگري نيستند ممكن است حاوي بخشي درباره‌ٴ كيمياگري باشند. مثلاً راه‌نماي اخترگويي و جغرافيايي‌ مجهول‌الموٴلفي را در نظر بگيريد كه دلات (1930) منتشر كرده و از تعداد نسخه‌هايش (دست‌كم‌ 8 تا) پيداست كه معروفيتي داشته است‌. اين نسخه‌ها اغلب از سده‌ٴ پانزدهم هستند، ولي متن آنها


1. اين مطلب يادآور اهميت زيادي است كه آرتور جان هاپكينز (1864 ـ 1939) براي آلودن tincturing و رنگ كردن فلزات در روش‌هاي قديم كيمياگري قايل‌ بود. نك
  :A. J. Hopkins: Alchemy, child of Greek philosophy (274 p., Columbia Univ. Press, New York 1934; Isis 24, 174-77  و مقالاتش در ايسيس (7، 58 ـ 76، 1925؛ 28، 424 ـ 31، 1938؛ 29، 326 ـ 54، 1938).
2. اين ترتيب متفاوت است‌، چون گاه جيوه در شمار فلزات معمولي و نوشادر جزو املاح مي‌آيد و گاه ارواح از اجسام آلي از قبيل خون‌، ادرار، مو و تخم‌ به‌دست مي‌آيد.
3. در عربي اِبْريز در معناي زر ناب به‌كار رفته است (المعجم الوسيط، ج‌1، ص 2). ـ و.